موسی علیمرادی

حضرت زینب(س)-شام


چنان به جای تو در هر کجا سخن گویم

که خلق جزتو نبیند تجلی از سویم

 

به جنگ آمده ام با کلام چون تیغم

حمایلم شده این ریسمانِ بازویم

 

به جز تو کس نتواند مرااسیر کند

اگر اسیر شدم راه  عشق می پویم

 

اگر چه شیرم و در بند کس نمی مانم

به دام شیر نگاهت شبیه آهویم

 

چنان حجاب گرفتم کسی مرا نشناخت

که گرد پیری از غم نشسته بر رویم

 

سیه ز بارش سنگ است هر کجا درشام

)هلال عیددر آن ابر تیره می جویم(

 

توسنگ خوردی با سنگ من زمین خوردم

مگر زلاله  سنگی  دمی تو را بویم

 

اگر ز بزم جفا تا خرابه میگریم

مسیر آمدنت را به گریه می شویم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.