محمدحسن بیات لو

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


گرفته بر سر دامن سر جوانش را

و داده است ز کف طاقت و توانش را

برای اینکه ببیند جوان خود را خوب

نشست و پاک نمود اشک دیدگانش را

رسید بانویی و از زمین بلندش کرد

به دست خویش نگه‌داشت او و جانش را

صدای خنده شان تا رسید نفرین کرد

ز سوز سینه‌ی خود جمع دشمنانش را

برای این که بگوید دوباره یک بابا

گرفت خون میان لب و دهانش را

مردد است که تا خیمه‌ها که را ببرد

تن جوانش را... یا قد کمانش را ؟

...

و ساعتی پس از این روی نیزه می‌بیند

سر عزیز خودش را سر جوانش را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.