سید پوریا هاشمی

حضرت زینب(س)-روز یازدهم


روزگار خوشم ای یار نظر شد دیدی

باز هم زینب تو خون به جگر شد دیدی

سروسامان مرا دست به دستش کردند

کیسه ی لشگر کوفه پر سر شد دیدی

یکنفر گفت بریزید و غنیمت ببرید

خیمه ی سوخته ام زیر و زبر شد دیدی

مثل شال کمرت معجر من غارت شد

دور تا دور من و تو چه خبر شد دیدی

بعد یک عمر قیام شب من ریخت بهم

مشکل نافله ام درد کمر شد دیدی

گریه کردم چقدر!چادر من را بدهید

خواهرت دربه در چند نفر شد دیدی

شتر لنگ مهیاست که راهم ببرد

بی تو ای همسفرم وقت سفر شد دیدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.