سید محمد میرهاشمی

مناجات با خدا


ای خدای مهربانم ای که غفارالذنوبی

عبد زار ناتوانم ای که ستارالعیوبی

ای امید عبد مسکین ، یا غیاث المستغیثین

بارش رحمانی تو ،بنده را در بر گرفته

از دم قرآنی تو، فطرس دل پر گرفته

گوشه ی مهمانی تو جا دلی مضطر گرفته

زد شکوفه گلشن دین ، یا غیاث المستغیثین

بهر اهداء در حریمت طاعتی قابل ندارم

بر سر خوان نعیمت جز دلی غافل ندارم

من بجز لطف عظیمت خواهشی در دل ندارم

شد به ذکرت سینه آذین ، یا غیاث المستغیثین

تو منایی تو صفایی تو نمازی تو نیازی

تو به هر دردی دوایی تو خدای چاره سازی

تو به خوبان همنوایی از بدان در احترازی

غافرالذّنب المحبّین ، یا غیاث المستغیثین

از من آلوده دامن بنده ی بدتر نداری

جز گذشت از کرده ی من چاره ای دیگر نداری

از سر من وقت مردن سایه ات را بر نداری

قاضی الحاجات شاکین ، یا غیاث المستغیثین

از ازل از ابتدایی تا ابد تا انتهایی

راحم هر بینوایی تو معزّ من تشایی

راحم هر ببینوایی عاشق اشک گدایی

روح عالی مضامین ، یا غیاث المستغیثین

زمزم اشکم روانه شد ز مژگان بارالها

کی شوم هم آشیانه با شهیدان بارالها

کی ببینم با ترانه روی جانان بارالها

انت با ربَّ المطیعین ، یا غیاث المستغیثین

کی شود اندر هوای دلبرم پر وا نمایم

کی شود در کربلای سرورم غوغا نمایم

کی شود جانم به پای حضرتش اهدا نمایم

ای فدایت جان شیرین  ، یا غیاث المستغیثین

عقده دار کربلایم من که شیدای حسینم

جان نثار کربلایم عبد رسوای حسینم

بیقرار کربلایم محو آوای حسینم

ای گل طاها و یاسین ، یا غیاث المستغیثین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.