تناسب کامل (قسمت چهارم)

اتاق نشیمن با شکوهی نبود، اما راحت بود. بردستون گفت: "مستخدم لازم ندارین؟ من می­تونم یکی براتون استخدام کنم".

گولد گفت: "می­دونم که شما پول زیادی دارین. فقط اول بهم بگین که مشکلتون چیه"؟

بردستون روی صندلی­اش به جلو خم شد و به تندی گفت: "اگه پروندۀ من رو دنبال کردین، حتماً می­دونین که من به یه مجازات بی­رحمانه و غیرعادی محکوم شدم. من اولین کسی هستم که چنین حکمی رو گرفتم. ترکیب خواب مصنوعی و تنظیم مستقیم عصبی همین اواخر کامل شده. ماهیت مجازاتی که من بهش محکوم شده قابل درک نیست. یکی باید من رو تر و خشک کنه".

-: "شما به دستکاری فرایند پرداخت حقوق با جزئیات کامل اعتراف کردین. هیچ شک منطقی­ای وجود نداره که شما گناه­کار هستین..."

-: "حالا هر چی! ببینین! ما توی یه دنیای رایانه­ای زندگی می­کنیم. من هیچ جا نمی­تونم کاری انجام بدم. نمی­تونم اطلاعات بدست بیارم. نمی­تونم غذا بخورم. نمی­تونم خودم رو سرگرم کنم. نمی­تونم برای چیزی پرداخت کنم. خلاصه اینکه بدون استفاده از رایانه هیچ کاری نمی­تونم انجام بدم. همون طور که حتماً می­دونین، طوری من رو تنظیم کردن که نمی­تونم بدون اینکه چشمام آسیب ببینه، به رایانه نگاه کنم، یا بدون اینکه انگشت­هام تاول بزنه، به رایانه دست بزنم. من حتی نمی­تونم با کارت اعتباریم کار کنم و حتی نمی­تونم بدون ناراحتی بهش فکر کنم".

گولد گفت: "بله، من همۀ اینها رو می­دونم. این رو هم می­دونم که برای طول مدت مجازات پول زیادی به شما داده شده و از جامعه خواسته شده که با شما حس همدردی داشته باشن و کمکتون کنن. من باور دارم که اونها این کار رو می­کنن".

-: "ولی من این رو نمی­خوام. من نه کمک اونها رو می­خوام و نه ترحمشون رو. نمی­خوام توی دنیای آدم بزرگ­ها مثل یه بچۀ بی­نوا باشم. نمی­خوام توی دنیای مردمی که خوندن و نوشتن بلدن، مثل یه آدم بی­سواد باشم. بهم کمک کن که این مجازات تموم بشه. این یه ماه مثل جهنم گذشت. من نمی­تونم یازده ماه دیگه رو تحمل کنم".

گولد برای مدتی در فکر فرو رفت. سپس گفت: "خوب، تو می­تونی من رو استخدام کنی و این طوری، من نمایندۀ قانونی تو میشم و هر کاری که بتونم برات انجام میدم. ولی این رو هم بهت بگم که بخت موفقیت چندان زیاد نیست".

-: "چرا؟ تنها کاری که من کردم این بود که پنج هزار دلار جابجا کردم".

-: "ولی برای مقدار بیشتری نقشه کشیده بودی و تصمیمش رو گرفته بودی. اما قبل از اینکه بتونی انجامش بدی، دستگیر شدی. یه کلاهبرداری نبوغ آمیز رایانه­ای بود، کاملاً در خور استعداد شناخته شدۀ تو توی بازی شطرنج، اما با این وجود، باز هم جرمه. و همون طور که خودت گفتی، این روزها همه چی رایانه­ای شده و بدون رایانه، حتی نمیشه قدم از قدم برداشت. پس کلاهبرداری با رایانه، شکستن چهارچوب تمدنه. این یه جرم سنگینه و باید ازش جلوگیری بشه".

-: "موعظه نکن".

-: "موعظه نمی­کنم. تو سعی کردی سیستم رو بشکنی و مجازاتت هم این بود که سیستم برای تنها تو شکسته و در نتیجه، تو نمی­تونی باهاش کار کنی. اگه زندگی برات غیر قابل تحمل شده، صرفاً به این خاطره که بهت نشون داده بشه که کاری که سعی داشتی انجام بدی، چقدر غیر قابل تحمل بوده که می­خواستی اون رو برای همه بشکنی".

-: "ولی یه سال خیلی زیاده".

-: "خوب، شاید همین مقدار هم به عنوان مثال اون قدر قوی باشه که بقیه رو از انجام چنین تلاش­هایی منصرف کنه. سعیم رو می­کنم...ولی متأسفم که بگم می­تونم حدس بزنم قانون چی میگه".

-: "چی میگه"؟

-: میگه که مجازات باید با جرم تناسب داشته باشه. و مجازات تو هم کاملاً متناسبه.

پایان

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.