بادیه گرد







لیلایی و دیریست که من بادیه گردم

با خیل رقیبان همه جا گرم نبردم

 

گه زائر کوی تو به صد شوق و تمنا

گه در هوس جرعه ای از باده ی دردم

 

ازخون دلم  راه  کشیدم  که  بیایی

عالم همه دانند که در عشق تو فردم

 

هرچند که قافی و نظرگاه تو سیمرغ

با این همه افتادگیم صخره نوردم

 

افسوس که شیرینی و تلخ است مرامت

بازنده ی عشق تو و این بازی نردم

 

گاهی به مدارایی و دلجویی و پیمان

گه با دگرانی زدرگاه تو طردم

 

ازیُمن  جفای تو در این وادی هجران

پیمانه ی لبریز غم و ناله ی سردم

 

از حُسن و وفای توچه حاصل شده دل را

جز درد و پریشانی و رخساره ی زردم


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.