یک جرعه رباعی






طوفان بلا را پر کاهی نشدیم

 دلبسته ی وعده های واهی نشدیم

هم خانه ی گنبدیم و گلدسته ی عشق  

 برچاه هوس کفتر چاهی نشدیم

****

پا اگر یار نشد سوی تو پرواز کنیم     

 کوچ خود را به غم عشق تو آغاز کنیم

عاشقی ناله و آه است نه تکرار سکوت

    وقت آن است که یک لحظه لبی باز کنیم

****

برگرد همه چشم براهت شده ایم

      لب تشنه ی یک جرعه نگاهت شده ایم

یوسفان در ته چاهند وگرفتار بلا

   گرچه عمریست که چون هاله به ماهت شده ایم

****


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.