وحید قاسمی

مناجات با خدا


شبیه یه تسبیحِ پاره س دلم

آوردم خودت رو به راهش کنی

بخوای، بهتر از روزِ اول میشه

فقط کافیه که نگاهش کنی

 

می دونم تُو دنیا، شبیه تو نیست

کی تحویل می گیره یه بازنده رو؟

دارم غرق میشم، نجاتم بده

پناهش بده این پناهنده رو

 

مقصر منم ! هر چی که می کِشم

دارم از هوا و هوس می کِشم

کنار توأم، غرقِ آرامشم

با یه حسِ خوبی نفس می کِشم

 

چرا توبه هامُ شکستم؟ چرا؟

نموندم رو شرط و شروطِ خودم

بگیر دستایِ ناامیدِ منُ

رسیدم به مرزِ سقوطِ خودم

 

شنیدم که مهمون داری این شبا

حسودیم شده ! با کی هم صحبتی؟

کسی پشتِ اَبرا صدام میزنه:

بیا بینِ خوبا، تو هم دعوتی

 

یه تسبیحِ فیروزه رنگِ دلم

که دور از حرم مونده، حالش بَده

یه بالی بِده بِکنم از زمین

یه بالی بِده مقصدم مشهده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.