میلاد عشق



به پیمانه شراب کهنه دادند
به صُفه نوگلی خوشرونهادند

حریفان رابه می آواز آمد
گروه مطربان با ساز آمد

به یکسو ساقی و تنبوردستان
به یکسو عاشقان ،ساقی پرستان

همه مخمور عشق و باده برلب
همه سرمست وجامی مانده در تب

به مجمرها سپند و کُندرو عود
همه دلشاد یک میلاد مسعود
 

فلک را شور و عشق و نورآمد

زمین را دولتی منصور آمد


و ساقی پایکوبان ناز برخاست
لب خود را به نام مهدی آراست

اشارت کردو رودان رود دادند
همه تنبوریان تنبور دادند

به دل دیوانگان مهدی نوشتند
و جان را بر مدار او سرشتند

همه مهدی به لب آواز دادند
به عشقش مرغ دل پرواز دادند

خراباتی بدین شادی که آراست
عروسی را بدین خوبی که پیراست

توگویی هفت شهر عشق این جاست
وصال عاشقان بی غصه برپاست


چه خوش گفتا که مهدی عشق ناب است
و عالم از غمش در پیچ و تاب است

 هم او پروانه و شمع است بی شک
جهان برگِرد او. جمع است بی شک

چه غم از جور و ظلم تیشه داریم
که سرویم و چو مهدی ریشه داریم




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.