مجید لشکری

امام حسین(ع)-شهادت


ای سخن از داغ تو مقتل شده

بین سر و تیغ معطّل شده

ای نفست رونق سنگ‌آوران

داعیه‌ی نیزه‌‌به‌جنگ‌آوران

شرحه‌ی تفصیل تو کتمان محض

پیش تو دل دست به دامان محض

از تو قفا روضه‌ی صدر آورد

ظهر دهم لیله‌ی قدر آورد

سینه‌ی سنگین تو سینای صبر

خواسته‌ی توست به دیبای جبر

مرکب زانوی تو لا حول چیست؟

واژه‌ی این مرثیه از قول کیست؟

ای عطش از غالیه‌بندان تو

گریه جنون‌واره‌ی خندان تو

ای نگهت قصّه‌ی سنگ و سبو

یک مژه از خیمه نگردانده رو

ناله‌ای از رشحه‌ی هل من مزید

سوی خیام از نفحاتت وزید

ناله‌ مگو آه مسیحاست این

معجزه را روی کن از آستین

گوش بشر هرچه مُصِر می‌شود

ناله‌ی جانسوز تو سر می‌شود

یک دو نفس شفع شو وتر آفرین

رمزگشایی کن و ستر آفرین

سوره‌ی والفجر سلامٌ علیک

هدیه‌ده زجر سلامٌ علیک

ای هبه‌بخشی که نشد مشت تو

بسته‌ی انگشتر و انگشت تو

آنقدر از خویش فنا بوده‌ای

لم یلد از حیث ثنا بوده‌ای

آنقدر آنگونه که بی‌شائبه

جود تو ناقص نشود با هبه

بیرق و پیراهن و انگشترت

چند هجا از کلمات سرت

آنچه که در کفّه‌ی میزان توست

خلعتی دلق عزیزان توست

بافته از تار وفا پود جان

بر تن این سلسله تا بوده جان

پیرهنی حلّه‌ای از عاطفه

نگسلد از قامت این طائفه

جود تو سرجوش معانی شده

آنچه ندانستم و دانی شده

ای مثل‌آباد خرابات نی

ساغر لاجرعه‌ی بالذّات می

مستی هفتاد و دو تن دست تو

دست و سر و پا و بدن مست تو

در دل گودال تپیدن بگیر

آینه‌‌ای رو به ندیدن بگیر

قابل دیدار خدا نیستیم

آینه بردار که ما کیستیم؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.