عید سعید فطر برهمه شما دوستان عزیز مبارک و میمون ،شعری تقدیم به مدافعین حرم









علم از دست علمدار اگر می افتاد

شعله بر دامن گلدار اگر می افتاد

 

پدری برتن شش ماهه کفن می پوشید

از دل مشک فراتی زعطش می جوشید

 

کربلا هرقدمش شهره و نامی می شد

پیرهن قسمت دزدان حرامی می شد

 

ماه و خورشید به نی رقص کنان می رفتند

سروها در غُل و زنجیر، کمان می رفتند

 

عطش از سینه ی اطفال به عالم می ریخت

از لب علقمه مرثیه و ماتم می ریخت

 

ما نبودیم که با خون خود اعجاز کنیم

با علمدار ره علقمه را باز کنیم

 

ما نبودیم که با خیل بنی هاشمیان

دشمنان را بسپاریم به شمشیر و سنان

 

ما نبودیم که زینب به اسارت نرود

روی سر نیزه سری غرق تلاوت نرود

 

حال با خون و نفس تا دَم آخر هستیم

همه  از جام حسین بن علی سرمستیم

 

خبر آمد که زکین قائله ای ساز شده ست

هوس گندم ری یک شبه آغاز شده ست

 

مُصحفی را سر نی کرده و پنهان شده اند

کافرانی که به یک وعده مسلمان شده اند

 

گرچه درکسوت زیبنده ی کیش آمده اند

همچوگرگندکه در جامه ی میش آمده اند

 

ظنّ شان بود حرم بی کس و تنها شده است

زینب فاطمه بی حامی و سقا شده است

 

گرچه چون ابرهه دلبسته ی هر فیل شدند

غافل از واقعه ی تلخ ابابیل شدند

 

مسلخی ساز شدو کرب و بلای دگری

گریه ی نیمه شب وصوت دعای سحری

 

شیر مردان وطن در هوس دار شدند

همه بر گِردحرم همچو علمدارشدند

 

دین شان عاشقی و مذهب شان صوفی بود

نامه ها شان همه عاری زخط کوفی بود

 

گرچه قاسم صفتان طیب و طاهر رفتند

همه پیران چو حبیب بن مظاهر رفتند

 

عهد کردیم به اردوی نخیله برویم

با کفن تا حرم عشق زسهله برویم

 

گرچه بر دیده و دل ماتم اصغر داریم

در دل لشکر خود مالک اشتر داریم

 

ننگ مان باد اگر این حرم آوار شود

شیعه با مکر سفیهانه یشان خوار شود

 

ما که با چفیه و سربند صلابت داریم

تا ابد گوش به فرمان ولایت داریم

 

برتن سوریه و شام ویمن زنجیر است

باید امروز شتابیم که فردا دیر است

 

وقت آن است زمین مدفن بیداد شود

از حلب تا به یمن یکسره آزاد شود


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.