عشق








گرتورا حس غریبی ست یقین از عشق است

به سرت شور عجیبی ست یقین از عشق است

 

خوف داری همه جا لشکر غم آمده است

در دلت جنگ صلیبی ست یقین از عشق است

 

رنگ رخساره و بیماری و صحرا گردی

گر تورا میل طبیبی ست یقین ازعشق است

 

گوشه گیری و زتن ها پی تنها شدنت

نه زسودای حبیبی ست یقین از عشق است

 

همه جا ورد زبانی و به لبهات اگر

سخن از جور رقیبی ست یقین از عشق است

 

دیده یک سو رود وپای دلت سوی دگر

نه تورا صبر شکیبی ست یقین از عشق است

 

گاه محبوبی گَه بسته به زنجیر عذاب

هر فرازی و نشیبی ست یقین از عشق است


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.