سید هاشم وفایی

عفاف و حجاب


درد بسیار است و درمانش کجاست

با که باید گفت، در این جامعه

آه باید گفت ،می ترسم شود

ضایعه تبدیل بر یک فاجعه

 

جامعه از بی حجابی پرشده

چشمۀ غیرت مگر خشکیده است

زین همه بی دردی و بی غیرتی

از رگ هر شیعه خون جوشیده است

 

دل که از گرد گنه گردد سیاه

زندگی را بر سیاهی می برد

عاقبت ای سیل ویرانگر بدان

هستی ات را تا تباهی می برد

 

شرم می آید مرا اما بدان

بی حجابی شیوۀ حیوانی است

پوشش زیبای ایمان و شرف

بهترین تصویری از انسانی است

 

مکتب ما درس عزت می دهد

خواهر من بی حجابی ذلت است

قیمت گوهربدست گوهری است

ارزش هر زن حجاب و عفت است

 

گفت پیغمبر که در راه خدا

هرکه کوشد حق نویدش می دهد

هر زنی که پایبند عفت است

لطف حق اجر شهیدش می دهد

 

خواهرم باید چنین باور کنی

چادر تو انزوا، پاگیر نیست

تا کجا رفتی نمی دانم ولی

زود  اگر برگردی از ره، دیر نیست

 

ای مسلمان در پناه اهلبیت

خویش را بر حکم دین تسلیم کن

کار و رفتار و حجاب خویش را

خوب با احکام دین تنظیم کن

 

گر برای خویش خیری خواستی

این دعا ی تو برای ما همه است

ای مسلمان از پی هرکس مرو

بهترین الگوی هر زن فاطمه است

 

هیچ میدانی که بهر حفظ دین

درد هایی روز و شب زهرا کشید

فاطمه  در راه این روشنگری

پشت در فریاد واویلا کشید

 

زینبش شد قافله سالار نور

آه را بر اشکهای گرم بست

با کلام و خطبه های آتشین

راه را برمردم بی شرم بست

 

آه ،در بین هیاهوهای جنگ

درتهاجم بر حریم خیمه ها

کودکی با گریه می گفت عمه جان

معجری داری برای سر مرا

 

هیچ میدانی حسین بن علی

آنکه با خون، عزم دشمن را شکست

با ورود اهلبیت او به شام

چشم خود را در میان تشت بست

 

با چنین احوال من شرمنده ام

منت از اشک ندامت می کشم

ای «وفایی» لب فرو بند و مگو

دیگر از مهدی خجالت می کشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.